انجلا دیویس، پرچمدار مبارزه علیه نژادپرستی و سرمایه‌داری امریکایی

انجلا دیویس، پرچمدار مبارزه علیه نژادپرستی و سرمایه‌داری امریکایی

در افغانستان به جز معدود زنانی که برای حقوق مردم و استقلال و آزادی کشور رزمیده و خار چشم بنیادگرایان و امپریالیست‌ها بوده و تا پای جان به راه و آرمان خود وفادار مانده اند سایر زنان انجیویی و ارگی فقط برای کسب شهرت و مقام و دیدار با وزیران و سفیران کشورهای استیلاگر بر خود نام «فعال حقوق زن» نهاده اند. اینان با معامله بر سر زنان تیره‌روز کشور پروژه و «فند» گرفته و با هجوم طالبان به امریکا و غرب پناه بردند و از بستر گرم ادعای مبارزه دارند. این زنان به مراتب بدتر از طالب و سر جنایتکاران جهادی و دلالان امریکا به زنان افغانستان خیانت نموده اند که فوزیه کوفی‌، شکریه بارکزی‌، سیما سمر، شاه‌گل رضایی‌، محبوبه سراج، حبیبه سرابی، ناهید فرید، شهرزاد اکبر، مقدسه یورش، اصیلا وردک، ظریفه غفاری، فاطمه گیلانی، جمیله افغانی، ماری اکرمی، خاتول مومند، شریفه زرمتی، لیلا جعفری، مدینه محبوبی، زهره صبا، زهره بهمن، فریده مهذب، طیبه هاشمی و دیگران نمونه‌های روشن این خیانت‌پیشگان‌اند که با وقاحت تمام و وجدان خاموش به لابی‌گران طالبان تبدیل شدند، از «تغییر ماهیت» آنان و «عطر و پودر» شان در رسانه‌ها گفتند و امروز نیز درحالی‌که هیچ نشانی از درد زن افغان در دل ندارند، اشک تمساح می‌ریزند تا مبادا از خوان رنگین جوایز و فندهای غربی بی‌نصیب بمانند.

ما باید این زنان معامله‌گر و سازشکار را به مثابه عمال امپریالیزم و صهیونیزم افشا نموده در برابر انجلا دیویس و امثال او را سرمشق خود قرار دهیم تا مبارزه برای آزادی و حقوق ما معنا داشته باشد.

تظاهرات در دفاع از انجلا دیویس
اکسیون اعتراضی در دفاع از انجلا دیویس در امریکا

انجلا یووان دیویس در سال ۱۹۴۴ در ایالت آلاباما متولد گردید. او از کودکی طعم تلخ نژادپرستی را چشیده بود و برمینگهم جایی‌که زندگی می‌کرد، از سوی سفیدپوستان به حدی بمباران شده بود که به «تپه دینامت» شهرت یافت. برمینگهم از بدترین شهرهای امریکا از نگاه نژادپرستی بود و سخن گفتن درباره حقوق مدنی در آنجا جرم شمرده می‌شد. اما مادر انجلا، سالی بل دیویس ساکت نماند و برای دفاع از حقوق سیاهپوستان و مبارزه علیه سرکوب اقلیت‌ها به عضویت «کنگره جوانان سیاه‌پوست جنوب» مرتبط با حزب کمونیست درامد. انجلا دیویس نیز در همین محیط بزرگ شد که بر رشد افکار او اثر گذاشت.

انجلا دیویس در یک مکتب مخصوص سیاهپوستان و در لیسه «الیزابت اروین» درس خواند، جایی که توسط گروه جوانان کمونیست به نام (پیشرو) جذب شد. دیویس موفق به دریافت بورس تحصیلی پوهنتونی در ماساچوست شد و در آنجا به فراگیری زبان فرانسوی ادامه داد، سپس به فرانسه رفت و بعد برای تحصیلات در رشته فلسفه عازم آلمان شد. با بازگشت به امریکا عضو کانون «چه-لومومبا» شد که توسط انقلابیون و چپ‌هایی رهبری می‌شد که معتقد بودند سرمایه‌داری و نژادپرستی دو مرض مهلک‌اند که عدالت را در امریکا به خطر مواجه کرده‌اند.

در اینجا با اعضای حزب «پلنگان سیاه» آشنا شد و همکاری خود را با آن آغاز کرد اما به طور کامل با سیاست‌های آن موافق نبود و به این باور بود که شماری از رهبران مرد حزب می‌خواستند زنان در حاشیه بمانند. دیری نگذشت که «حزب کمونیست امریکا» را بر پلنگان سیاه ترجیح داد زیرا برای انجلا مهم بود که حزب کمونیست به حقوق زنان و ارتقای آنان تا سطح رهبری و پایان دادن به سرمایه‌داری متعهد است. گرچه با پلنگان سیاه قطع رابطه نکرد ولی رهبری شاخه محلی حزب کمونیست را بر عهده گرفت.

در سال ۱۹۶۹ استاد فلسفه در پوهنتون کالیفورنیا شد اما والی ایالت لاس‌انجلس، رونالد ریگان که بعدها رییس‌جمهور امریکا شد بر پوهنتون فشار آورد تا به‌ دلیل عضویت انجلا در حزب کمونیست او را اخراج کنند. انجلا دیویس به محکمه شکایت کرد و حکم صادر شد که پوهنتون نمی‌تواند فقط به دلیل عضویت در حزب کمونیست او را از تدریس محروم کند. چند ماه بعد ریاست پوهنتون او را به‌ بهانه سخنرانی‌های «آتشین» و «بیش از حد سیاسی» در تظاهرات و گردهمایی‌ها اخراج کرد.

«مطبوعات بورژوایی همواره به حیله‌گرانه‌ترین شیوه‌ها متوسل می‌شوند تا کسانی را که علیه نظم مستقر به پا می‌خیزند بدنام کنند.» انجلا دیویس

سخنرانی «آتشین» او به تاریخ ۱۱ دسامبر ۱۹۶۹ در راهپیمایی «جنبش ضد جنگ» چنین بود:

«به‌نظر من مسئله‌ای ژرف‌تر هم وجود دارد که باید به آن اشاره کرد: تمام ساختار اقتصادی این کشور بر اقتصاد جنگی استوار است و بر این مبناست که باید روزبه‌روز سلاح‌های بیشتری تولید شود. حال اگر جنگ در ویتنام متوقف شود چه می‌شود؟ این اقتصاد چگونه می‌تواند پابرجا بماند مگر این‌که یک ویتنام دیگر به وجود آید؟ و چه کسی تعیین می‌کند که این ویتنام کجا باشد؟ ممکن است در خارج از کشور باشد یا درست همین‌جا در خانه. و به‌نظر می‌رسد که این ویتنام اکنون وارد خیابان‌های این کشور شده است و هر روز شاهد سرکوب وحشیانه از سوی نیروهای دولتی هستیم.

...

امروز می‌توان میان آنچه در حال وقوع است و آنچه در دهه ۱۹۵۰ رخ داد شباهت‌هایی یافت. همان زمانی که دولت امریکا در جنگ کوریا شکست خورد سرکوب‌ها در داخل تشدید شد. شکار جادوگران مک‌کارتی آغاز شد و حزب کمونیست هدف اصلی آن بود. باید از خود بپرسیم چرا آن دوره توانست فعالیت‌های انقلابی را به‌کلی خاموش کند؟ چون مردم ترسیدند، گریختند، خانواده‌ها و خانه‌های‌شان را از دست دادند و مقاومت نکردند. مشکل اساسی همین بود: آنان مقاومت نکردند.

امروز حزب پلنگان سیاه هدف اصلی سرکوب در این جامعه است. اما حزب پلنگان سیاه مقاومت می‌کند و ما همه باید درباره‌ی ایستادگی و مقاومت در برابر این ستم، مقاومت در برابر یورش فاشیزم در این کشور سخن بگوییم. در غیر این صورت این جنبش محکوم به شکست است.»

همزمان با از دست دادن وظیفه‌ی استادی، در کمیته دفاع از «برادران سولداد» شرکت کرد. برادران سولداد سه زندانی سیاهپوست بودند که به قتل یک محافظ سفیدپوست متهم شده بودند و این کمیته برای دفاع و رهایی آنان پول جمع می‌کرد. در این جریان یکی از برادران سولداد وارد محکمه کالیفورنیا شد و با اسلحه دست‌داشته خود قاضی و چند تن دیگر را گروگان گرفت و اعلام نمود تا آزادی برادرانش این گروگان‌ها را نزد خود نگه خواهد داشت. پولیس برای رهایی گروگان‌ها فیر کرد که چهار تن به‌شمول قاضی کشته شدند. پولیس در تحقیقات خود گفت که اسلحه استفاده‌شده در این گروگان‌گیری مربوط به انجلا دیویس است و او به‌عنوان شریک جرم تحت پیگرد قرار گرفت.

از آنجا که می‌دانست پولیس و حکومت به حرف او باور نمی‌کنند، خود را مخفی کرد و اف‌بی‌آی نام او را در فهرست «۱۰ مجرم خطرناک تحت تعقیب» قرار داد تا اینکه در اکتبر ۱۹۷۰ در نیویارک دستگیر شد. ریچارد نیکسون، رییس‌جمهور وقت امریکا، اف‌بی‌آی را بخاطر «دستگیری تروریست خطرناک، انجلا دیویس» ستود.

«هیچ انقلابی نباید از درک معنی عمیق این اصل غافل بماند که: موفقیت یا شکست یک انقلاب را تقریباً همیشه می‌توان از میزان دگرگونی وضعیت زنان به‌سوی جهتی ریشه‌ای و پیش‌رو سنجید.» انجلا دیویس

انجلا ۱۸ ماه در زندان و اغلب در انفرادی به سر می‌برد چون مسوولان زندان به این باور بودند که افکار او برای سایر زندانیان «خطرناک» است. زندان آتش مبارزه را در او فروزان‌تر کرد و دیویس به نماد عدالت و مقاومت بدل شد. فعالان حقوق بشر برای رهایی‌اش دست به تظاهرات زده و پوسترهایش را در تمام شهر نصب کردند. جان لنون و همسرش یوکو اونو آهنگ «انجلا» را ساختند که در آن شرایط بد زندان و مقاومت و ایستادگی او تصویر شده و از همبستگی مردم جهان برای رهایی او سخن رفته بود. انجلا بالاخره، در ۴ جون ۱۹۷۲رها شد.

در مصاحبه‌ای با «صدای مقاومت» (اکتبر ۱۹۷۰) در مورد وضعیت بد زندان و برخورد نژادپرستانه در زندان‌های امریکا گفت:

«قبل از همه زندان به شدت کثیف است. حشرات و موش‌ها همه‌جا را گرفته‌اند. بسیاری وقت‌ها حشرات پخته‌شده را در غذای خود می‌یابیم. چند روز قبل یکی از خواهران در سوپ‌اش دُم یک موش را پیدا کرد و من هم هنگام نوشیدن قهوه مجبور شدم مادرکیک را از دهانم بیرون بیندازم.

...

وضعیت صحی بسیار اسف‌بار است. داکتران نژادپرست‌اند و کوچک‌ترین احساسی نسبت به نیازهای زنان این‌جا ندارند. یکی از خواهران که در راهرو ما نگهداری می‌شود، چندی پیش به داکتر شکایت کرد که درد شدیدی در قفسه سینه‌اش دارد. داکتر بدون معاینه او گفت برود و برای خود مصروفیت پیدا کند. بعدتر معلوم شد که آن خواهر در سینه‌اش تومور و نیاز فوری به تداوی در شفاخانه داشته است.»

انجلا دیویس در حال سخنرانی در تظاهرات
انجلا دیویس: «سیستم قضایی در این کشور به‌طور فزاینده‌ای به ابزاری نیرومند برای سرکوب بدل می‌شود. این سیستم برای درهم‌شکستن مبارزه‌ی رهایی‌بخش مردم ستمدیده به‌کار گرفته می‌شود، نه‌فقط برای نابود کردن انقلابیون آگاه بلکه به‌طور کلی برای درهم‌شکستن روحیه‌ی سرکش سیاه‌پوستان، چیکانوها و پورتوریکویی‌ها و من بر این باورم که یکی از موثرترین راه‌های رادیکال‌کردن یک فرد امروزه آن است که فقط یک روز در محکمه حضور یابد و از نزدیک نظاره کند که چگونه بی‌وقفه ما را به زندان‌ها و محبس‌ها می‌فرستند.»

پس از رهایی به شوروی، کیوبا، آلمان شرق و چند کشور کمونیستی دیگر سفر و سخنرانی کرد. روسیه به او مدال «لنین» داد و آلمان شرقی دوکتورای افتخاری. خودش می‌گوید که پس از این سفرها دریافتم که «تنها زیر بیرق سوسیالیزم، مبارزه علیه نژادپرستی و سرمایه‌داری به نتیجه مطلوب می‌رسد.» در سال ۱۹۹۱ به‌ دلیل حمایت حزب کمونیست امریکا از رویزیونیزم حاکم بر حزب کمونیست شوروی، از این حزب استعفا داد و همراه با جمعی از رفقایش «کمیته‌های هماهنگی برای دموکراسی و سوسیالیزم» را بنیان نهاد.

انجلا دیویس نه تنها برای سیاهپوستان امریکا بلکه صدای تمام مردم تحت ستم امپریالیزم امریکا و غرب است. او همیشه بر این تاکید داشت که بدون رهایی سایر ملل تحت استعمار، رهایی سیاهپوستان امریکا ناممکن است. می‌گوید:

اطلاعیه اف.بی.آی  در مورد تحت تعقیب بودن انجلا دیویس
اطلاعیه اف.بی.آی در مورد تحت تعقیب بودن انجلا دیویس

«ما با یک دشمن مشترک روبه‌رو هستیم و آن امپریالیزم یانکی است که هم در امریکا و هم در بیرون ما را به قتل می‌رساند. به باور من هر کسی که بکوشد این مبارزه‌ها را از هم جدا سازد یا بگوید که برای انسجام یک جنبش ضد جنگ باید تمام این مسائل پیرامونی را نادیده گرفت، در واقع دقیقاً به نفع دشمن عمل می‌کند.»

پس از حمله اسراییل با کمک عام و تام امریکا به فلسطین، انجلا آن را شدیداً محکوم کرد و در مصاحبه‌ای با تلویزیون «دموکراسی نو» گفت:

«امروز فلسطین واقعاً به مرکز جهان بدل شده است و من که بیشتر عمرم را در مبارزات همبستگی با فلسطین فعال بوده‌ام می‌توانم بگویم که حتی در میانه‌ی این اندوه غیرقابل تصور نسبت به نسل‌کشی‌ای که در جریان است -نسلی‌کشی‌ای که پیامدهای آن در سرتاسر جهان دیده و حس می‌شود- باید بگویم این همان جنبشی است که دهه‌ها برایش مبارزه کرده‌ایم.

صهیونیزم نیرویی بسیار قدرتمند است که البته از سوی دولت ایالات متحده به‌عنوان قدرتمندترین دولت سرمایه‌داری جهان، حمایت می‌شود....

ما خود را در لحظه‌ای دشوار یافته‌ایم، لحظه‌ای سرشار از اندوه، لحظه‌ای که با چشمان باز شاهدیم چگونه آپارتاید و نسل‌کشی آشکارا در حال رخ دادن است چیزی که شاید پیش‌تر تصورش را هم نمی‌کردیم. اما هم‌زمان درمی‌یابیم که فلسطین هرگز تسلیم نشده و هرگز تسلیم نخواهد شد. و به همین دلیل حتی در بدترین و طاقت‌فرساترین وضعیت مادی -جایی که بمباران‌های اسراییل تقریباً تمام غزه را ویران کرده‌اند- بازهم می‌بینیم مردم فلسطین تسلیم نمی‌شوند و از ملت، تاریخ، فرهنگ و توانایی‌شان برای ابراز همبستگی با سایر ملت‌های در حال مبارزه دست نمی‌کشند.

پس این لحظه‌ای است که هضم آن دشوار است، اما من باور دارم که حتی در میان اشک‌ها و همدلی در این رنج باید دریابیم که این همان لحظه‌ای است که سال‌ها در انتظارش بودیم؛ لحظه‌ای که مردم سراسر جهان فلسطین را به‌مثابه معیار و محک اخلاقی شناخته‌اند و به این آگاهی رسیده‌اند که اگر مردم سودان، کانگو یا هائیتی بخواهند به پیروزی برسند تنها راهش پذیرش رهبری مردم فلسطین است، مردمی که هرگز حاضر نیستند در برابر صهیونیزم، سرمایه‌داری جهانی و نژادپرستی زانو بزنند یا تسلیم شوند.»

انجلا دیویس امروز در سن ۸۰ سالگی، همچنان متعهد به آرمان خود است و باوجود فشارها و محدودیت‌های دولت امریکا به مبارزه علیه بیدادگری، استعمار و تجاوز امریکا به ملل ستم‌دیده جهان ادامه داده و صدای عدالتخواهی را بلند نگه داشته است.



«ما نمی‌توانیم فقط از صلح در ویتنام سخن بگوییم، بلکه باید درباره به‌رسمیت‌ شناختن یک حکومت انقلابی در آنجا نیز صحبت کنیم. صلحی که در این کشور، در یک محکمه به بابی سیل تحمیل شد نمونه صلحی بود که از راه زور، بستن دهان و بستن به چوکی به‌دست آمد. این آن نوع صلحی نیست که ما در ویتنام می‌خواهیم، صلحی که در آن حکومت دست‌نشانده امریکا قدرت را در دست بگیرد.» انجلا دیویس

تصمیم من برای پیوستن به حزب کمونیست برخاسته از این باور بود که یگانه راه راستین رهایی برای سیاه‌پوستان مسیری است که به سرنگونی کامل و تمام‌عیار طبقه‌ی سرمایه‌دار در این کشور و همه‌ی نهادهای وابسته و پرشاخ‌وبرگ آن می‌انجامد، نهادهایی که تداوم بهره‌کشی از توده‌ها و بردگی سیاه‌پوستان را تضمین می‌کنند. من با یقین به این حقیقت که برای نبرد رهایی‌بخش باید اصول مارکسیستی ـ لنینیستی به کار بسته شوند به این مسیر گام گذاشتم. انجلا دیویس